آخرین اخبار
کد خبر: ۱۲۳۸۰۵
تاریخ انتشار: ۳۱ خرداد ۱۳۹۹ - ۰۸:۲۷

بررسي مسأله سعادت از دیدگاه شهید مطهـری

چکیده مقاله

مسأله سعادت از مباحث اصلی اخلاق و فلسفه اخلاق است که از گذشته تا به امروز مورد توجه فیلسوفان و متفکران بوده است. ما در این مقاله به بررسی نظریه سعادت از دیدگاه شهید مطهری پرداخته ایم. شهید مطهری انسان را دارای دو بعد جسمانی و روحانی دانسته است. از دیدگاه او سعادت حقیقی مربوط بعد روحانی است که رسیدن به غایت الغایات می باشد و میان آن و خیر مطلق و کمال مطلق تساوق برقرار است. از دیدگاه شهید مطهری همچنین سعادت امری لذت آفرین بیان شده است اما لذت آن از نوع لذت محسوس و زودگذر نیست، بلکه از نوع لذت معقول و پایدار است که همانا اتصال به غایت الغایات و قرب الهی می باشد.

شهيد مطهري سعادت را امري لذت آفرين مي داند؛

لذتي كه محسوس و زودگذر نيست


سعادت از دیدگاه شهید مطهری

در طی سال های اخیر شهید مطهری از معدود فیلسوفان اسلامی بوده است که به مباحث مختلف فلسفه اخلاق پرداخته و مسائل مربوط به آن را با ظرافتی خاص بیان می کند. ما در ادامه، نظریه ی «سعادت» را از دیدگاه شهید مطهری مورد بررسی قرار خواهیم داد.


تعریف سعادت

شهید مطهری تعریف سعادت را از زبان ابن سینا و ملاصدرا پاسخ می دهد. وی اصولاً مطرح شدن این بحث توسط حکمای اسلامی را، اثبات برتری سعادت و شقاوت روحانی و عقلانی می داند. ایشان سعادت از نظر عامه مردم را، مساوی با لذت و موفقیت و رسیدن به آرزوها می داند، اما در مقایسه این مفاهیم با سعادت به نزدیکی آنها با سعادت پی می برد ولی آنها را عین سعادت نمی داند.

از آنجا که شهید مطهری سعادت را از زبان ابن سینا و ملاصدرا پاسخ می گوید لازم می آید تا تعریف سعادت را از دیدگاه دو فیلسوف بیان کنیم. ابن سینا در مبداء و معاد، سعادت را اینگونه تعریف کرده است:

«إن لکل قوۀ فعلاً هو کمالها و حصول کمالها سعادتها».

«هر قوه ای فعلیتی دارد که کمال آن است و حصول کمال سعادت آن شیء است».

تعریف ملاصدرا از سعادت به شدت از وجود شناسی او تاثیر می پذیرد. او در این کار از مفهوم عدم و وجود بهره می گیرد. ملاصدرا در تعریف سعادت چنین می نویسد:

«ان سعاده کل شیء و خیره بنیل ما یکمل به وجوده و شقاوته و شرّه بنیل ما یضاد کماله » .

«سعادت هر چیز و خیر آن، نیل به چیزی است که به وسیله آن، وجود هر شیء کمال یابد و شقاوت رسیدن به چیزی است که ضدیّت با کمال داشته باشد» .


ملاک تشخیص سعادت

شهید مطهری تشخیص لذت را به عهده غریزه می گذارد؛ زیرا لذت یک حالت مخصوص روانی است، وابستگی دارد به ملایمت یک چیزی با یک قوه ای، یک استعداد و با یک عضو انسان». شناخت سعادت و تشخیص آن غریزی نیست، زیرا سعادت شامل همه جوانب وجودی و استعدادهای انسان است. شهید مطهری عقل را وسیله شناخت سعادت می داند. عقل یا مستقیماً سعادت را می شناسد و یا راهنمای انسان به مکتب و آئینی است که سعادت را نشان می دهد، حال این آئین صحیح باشد یا ناصحیح.

شهید مطهری معتقد است تشخیص سعادت و شقاوت با غریزه و طبع نیست، بلکه با عقل است. پس در پاسخ به این سؤال که آیا مردم بالطبع به دنبال سعادتند یا خیر؟ باید گفت همه انسان ها به دنبال سعادت می روند ولی اشتباه آنها در تشخیص است و علت آنان نیز عدم پیروی از عقل است.

شهيد مطهري معتقد است كه اگر عقل انسان سعادت او را

تشخيص داد بالفطره دنبال آن مي رود.


لذت و سعادت

شهید مطهری درباره ی رابطه ی لذت و سعادت معتقد است : «در همه احوال فوق واقعیت لذت و رنج محفوظ است، یعنی اینگونه نیست که لذتی که مانع لذت بزرگتر شود یا سبب رنج بزرگتر است دیگر لذت شمرده نشود ، اما این چنین لذتی سعادت شمرده نمی شود، همچنان که رنجی که مقدمه لذت بزرگتر از خود است و یا مانه رنج بزرگتر است شقاوت شمرده نمی شود».

شهيد مطهري: «سعادت، مطلوب نهايي بشر است.»

شهید مطهری معتقد است که سعادت آن است که رسیدن آن هیچگونه پشیمانی نداشته باشد و شقاوت آن است که برای انسان غیر قابل تحمل باشد. سعادت، مطلوب نهایی بشر است و شقاوت، آنچه که انسان همیشه از آن دوری می گزیند. پس اگر فردی ادعا کند که بشر را به سعادت می رساند؛ یعنی آنچه که به او می رساند بهتر از آن وجود ندارد ولی لذت با این مفهوم سازگار نیست، بلکه ممکن است فرد دیگری را به لذت مورد نظر برساند و کاری هم به عواقب آن ندارد که به دنبالش رنج باشد یا لذت بزرگتر.

شهيد مطهري: «لذت، به قوه و استعداد خاص انسان يا حيوان اختصاص دارد اما سعادت مربوط به مجموع قوا و استعداد و جنبه حياتي است. »

در تفاوت لذت و سعادت شهید مطهری می گوید: « لذت مربوط است به قوه و استعداد خاص انسان یا حیوان اما سعادت مربوط به مجموع قوا و استعداد و جنبه های حیاتی است ... لذت به زمان حال و سعادت بر زمان حال و استقبال، یکسان گسترده است. لذت و همچنین رنج به جنبه ای از جنبه های وجودی انسان بستگی دارد اما سعادت همه جانبه می باشد.


فضیلت و سعادت

بنا بر دیدگاه شهید مطهری، فضیلت و سعادت، توأمان هستند. هنگامی که انسان، فضیلتی را انجام داد، غرق نوعی خاص از مسرّت و شادی می شود؛ یک نوع مسرّت و شادی که قابل توصیف با لذّت حسّی نیست. عالمی که به کشف یک حقیقت علمی می رسد، لذّتی به او دست می دهد که با هیچ خوشی حسّی قابل مقایسه نیست. همواره لذّت از رسیدن پیدا می شود و الم و درد از نرسیدن به کمالی که انسان باید برسد؛ بنابراین تفکیک کمال و فضیلت از لذّت و سعادت که کم کم در فلسفه اروپا یک سخن رایجی شده که آیا انسان باید طالب کمال باشد یا طالب سعادت و لذّت، حرف درستی نیست. هر کمال(یا فضیلتی) خواه نخواه نوعی لذّت را به دنبال خود می آورد.


نیاز انسان به راهنما

شهید مطهری در باره نیاز انسان ها به راهنما به گفته ابن سینا در آخر کتاب « نجات » اشاره می کند و می گوید: « احتیاج بشر به چنین کسانی که به مدد غیبی او را رهبری کند، برای بقاء نوع انسان بسی بیشتر است از اینکه بر روی پلک های چشم، ابروان و در کف پا گودی و یا چیزهای دیگر که صرفاً منافعی در بر دارند ولی ضرورتی ندارند، خلق و ایجاد شود».

از نظر عقلی هم این پذیرفته نیست که خداوند برای چیزهای غیرضروری اهمیت بدهد ولی برای امری که سعادت انسان را در بر دارد، مهم نشمارد.

شهيد مطهري حجت ظاهر و حجت باطن را

از اساسي ترين نياز انسان براي رسيدن به سعادت مي داند.

پس برای رسیدن به سعادت نیازمند به راهنما هستیم و خداوند نیز هم عقل را در درون انسان ها نهاده و هم پیامبران را در بیرون برای هدایت او فرستاده است. شک نیست که پیامبران برای هدایت مردم به راه راست و برای سعادت و نجات مردم و خیر و صلاح و فلاح مردم مبعوث شده اند و همچنین تمام تعالیم انبیاء مقدمه ای است برای این دو امر، آن دو امر عبارت است از: شناخت خدا و نزدیک شدن به او و دیگر برقراری عدل و قسط در جامعه بشری.

انسان و قوای او

از ديدگاه شهيد مطهري اگر انسان را مجموعه ای از جسم و روح تلقی کنیم، سعادت یکی است و تقسیم نمی شود . اما در صورت جدا کردن جسم از روح ، سعادت نیز به جسمی و روحی تقسیم می شود. شهید مطهری سعادت جسمی را عبارت از: « استیفای همه جانبه و کامل لذت جسمانی با در نظر گرفتن حدّت و شدّت و قوّت و ضعف لذت ها و طرد حداکثر آلام» و سعادت روحی را عبارت از « استیفای همه جانبه و کامل لذات روحی و طرد حداکثر آلام روحی می داند».البته می شود سعادت هریک از اعضاء را تقسیم کرد مانند سعادت باصره و سامعه و عاقله . به هر حال سعادت جدای از لذت است و به تعبیر دیگر همه جانبه و لذت یک جانبه است.

به اعتقاد شهید مطهری در مکتب مقدس الهی به همه ی ابعاد انسان اعم از جسمی و روحی، مادّی و معنوی، فکری و عاطفی، فردی و اجتماعی، توجه عمیق داشته است و نه تنها جانب هیچ کدام را مهمل نگذاشته است بلکه عنایت خاص به پرورش همه ی اینها روی اصل معیّنی داشته است.


عوامل و موانع سعادت

عده ای سرچشمه سعادت را در درون وجود انسان می دانند. این گروه سعادت را آسایش و نجات از دردها می پندارند و آلودگی به دنیا را موجب آلام می دانند. مادی مسلکان سرچشمه سعادت انسان را در بیرون از او می دانند و معتقدند که انسان خود فقیر و حاجتمند است و تحت تأثیر این جهان به زندگی خود ادامه می دهد. به وجود آمدن لذت را به واسطه اثرپذیری عصبی از ماده خارجی می شمارند.

شهید مطهری در نقد نظریات فوق می گوید: « این فکر غلط است که لذت فقط منحصراً در نتیجه انفعالات مادی، عصبی پیدا شود . ممکن است لذتی برای انسان پیدا شود که هیچگونه ریشه مادی و عصبی نداشته باشد و با عوامل خارجی مادی نیز وابستگی نداشته باشد». ارسطو عوامل سعادت را به چند قسمت تقسیم می کند . خارجی مانند ثروت و مقام ، فامیل و غیره . جسمی: سلامت قوت و زیبایی . روحی: مانند حکمت ، عدالت و شجاعت. شهید مطهری علاوه بر مواردی که ارسطو ذکر می کند ، عواملی را مانند محیط اجتماعی آزاد، امنیت ، محیط طبیعی، نژاد، فرزند، همسر شایسته، دوست صمیمی، آواز خوش، کار، احسان، ایمان، عاطفه عالی و ... را از عوامل سعادت می داند.


درجات انسان ها در رسیدن به سعادت

شهید مطهری رسیدن به سعادت را متکی به حرکت و سیر تکامل انسان و رسیدن او به کمالات می داند و می گوید:« سعادت بستگی دارد با حرکت و مسیر تکاملی انسان، به کمالاتی که بالقوه دارد». پس سعادت و کمال مرتبط هستند ، سعادت و کمال همدوش و همداستان هستند.

شهيد مطهري رسيدن به سعادت را به

حركت و سير تكامل انسان و رسيدن او به كمالات وابسته مي داند.

شهید مطهری ضمن اینکه سعادت و کمال را رفیق همدیگر می خواند نتیجه عالی تری می گیرد:« هر موجودی به تناسب ظرفیت و سعه وجودی که دارد از سعادت بهره مند است و ظرفیت و سعه وجودی هرکس متانسب با قرب آن فرد به سرچشمه لایزال هستی است».


منابع

1. ابن سینا، حسین بن عبداله، المبداء و المعاد، به اهتمام عبداله نورانی، دانشگاه تهران،تهران،1363،ص:109

2. صدرالمتالهین، محمد بن ابراهیم ،شرح اصول کافی،موسسه مطالعات فرهنگی،1370، ص: 397

3. مطهری، مرتضی، عدل الهی، چ: نوزدهم، انتشارات صدرا، قم، 1382، ص: 126و 149 و 150و 159.

4. مطهری، مرتضی ،فلسفة اخلاق، چ: پانزدهم، انتشارات صدرا، قم، 1375، ص: 78.

5. مطهری، مرتضی ، اسلام و مقتضیات زمان، انتشارات صدرا،تهران،1374، ج:1و2، صص: 341، 342.

6. مطهری، مرتضی ، مجموعه مقالات، دفتر انتشارات اسلامی ، قم ،1362، صص: 75، 77، 78، 79، 81، 84، 85، 87، 185.

7. مطهری، مرتضی ، مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی، دفتر انتشارات اسلامی،قم،1362، ج:7-1، صص: 159، 160،264.


دكتر مصطفي ساماني/ مدرس دانشگاه/ فرهنگي بسيجي شهرستان جهرم


نام:
ایمیل:
* نظر: